
تبلیغات اینترنتی، یکی از استراتژیها و اقدامات مهمی است که اکثر کسبوکارها برای اهداف مختلفی نظیر: شناخته شدن برند، افزایش فروش و جذب مشتریان جدید انجام میدهند؛ اما هر کدام، با نتایج گوناگونی روبرو میشوند. یکی میتواند در این مسیر تمام اهدافش را تیک بزند ولی دیگری، در آن شکست میخورد و انگار زیر همان سرمایه اندکی هم که داشته، آتش کشیده است.
تنها موضوعی که میتواند موجب این همه اختلاف نتیجه شود، ناآگاهی است. به همین دلیل کسبوکارها باید قبل از شروع کمپین، با مزایا و معایب تبلیغات اینترنتی آشنا شوند و بدانند برای موفق شدن در این مسیر، نباید در دام چه خطاهای مهلکی بیفتند. اگر شما هم میخواهید از نتایج تبلیغات اینترنتی شگفتزده شوید، باید 7 اشتباه فاجعهباری که در اجرای این تبلیغات وجود دارند را بشناسید.
نداشتن اهداف مشخص
یکی از مهلکترین خطاها در تبلیغات اینترنتی، نداشتن اهداف مشخص برای حضور در کمپین است؛ چرا که در این صورت، پیامتان به مخاطب هدف نمیرسد و فقط باعث سوخت شدن منابع مالی شرکت میشوید. اگر کسبوکاری برای خود هدفی تعریف نکند و زمانبندی مشخصی نداشته باشد، نمیتواند در هنگام بررسی عملکرد کمپین تشخیص دهد که آیا هزینههای انجام شده در تبلیغات، بازدهی مثبتی داشته است یا خیر؟ همین موضوع، موجب میشود تا او تصمیمات اشتباهی بگیرد و مسیر درست را انتخاب نکند.
عدم شناخت دقیق مخاطب هدف
برخی افراد فکر میکنند که اگر تبلیغات اینترنتی وسیعی را انجام دهند، میتوانند بازدهی فوقالعادهای را از آن کمپین دریافت نمایند؛ اما این یک اشتباه محض است. برای موفق شدن در این مسیر شما باید به صورت دقیق، مخاطب هدف خود را بشناسید.
سن، رفتارهای آنلاین، علایق، دغدغهها و موقعیت جغرافیایی تنها برخی از مواردی هستند که شما باید از آنها اطلاع کامل داشته باشید تا بتوانید محتوایی تولید کنید که ارتباط عاطفی عمیقی با مخاطبانتان برقرار کند. در غیر این صورت، اگر در دام این خطا بیفتید به طور قطع، تبلیغتان هیچ کلیکی نخواهد خورد و شما فقط مجبور به پرداخت هزینههای کلان برای جذب مشتری خواهید شد.
حضور در پلتفرم اشتباه

با انتخاب اشتباه پلتفرم، شما در دام بزرگترین خطا در اجرای تبلیغ افتادهاید. هر پلتفرم ویژگیهای جمعیتی، فرمت محتوایی و کاربرد مخصوص به خودش را دارد و با زبانی خاص، پیامش را به مخاطب میرساند. به عنوان مثال، شرکتی که محصولات و خدماتی برای فروش دارد، گوگل بهترین پلتفرم برای او خواهد بود؛ چرا که مخاطبانش بیشتر از طریق سرچ گوگل به دنبال آن محصولات یا خدمات میگردند.
اما برای برندهایی که مخاطبان جوانی دارند، اینستاگرام پلتفرم مناسبتری خواهد بود. پس حضور در جایی که مخاطبان شما وجود ندارند، اشتباه محض است؛ چرا که محتوای شما هر چند باکیفیت هم باشد، باز دیده نمیشود و کاهش 30 درصدی بازدهی تبلیغات را به دنبال دارد. با انتخاب پلتفرم درست و رسیدن پیام به دست مخاطبانتان، هم فروش و هم نرخ تعامل را افزایش دهید.
بودجهبندی غیراصولی
یکی از مهمترین مواردی که نباید کسبوکارها از آن ساده بگذرند، بودجهبندی اصولی است؛ چرا که کمبود بودجه نمیگذارد شما با دیگران رقابت کنید و دیده شوید و زیاد بودن آن هم موجب میشود، بودجه در قسمتهای غیرضروری خرج شود. از طرفی دیگر، توزیع ناعادلانه بودجه هم میتواند به کمپین شما آسیب فراوانی را وارد کند. قرار دادن بودجه آن هم در یک کانال تبلیغاتی، قطعا به نفعتان نخواهد بود و بزرگترین ضربه را به شما خواهد زد.
به عنوان مثال، شرکتی را در نظر بگیرید که برای تبلیغات کلیکی گوگل کل بودجهاش را خرج میکند؛ اما برای تولید محتوای جذاب، هیچ هزینهای را کنار نمیگذارد. در این صورت موضوع هیجانانگیزی وجود ندارد تا مخاطب را به سوی خدمات یا محصولات آن شرکت جذب کند. به همین علت، مدیریت درست بودجه شانس شما را برای موفق شدن در کمپینها افزایش میدهد و موجب تصمیمگیری هوشمندانه در تبلیغات میشود.
محتوای بیکیفیت
مهمترین عنصر در تبلیغات اینترنتی، تولید محتوایی است که بتواند در چند ثانیه توجه مخاطب را به سوی خود جلب کند؛ اما اگر این محتوا بیکیفیت باشد، مخاطب هیچ علاقهای به کلیک روی آن نخواهد داشت و حتی ممکن است احساس خوبی هم به برند پیدا نکند. در این شرایط، مخاطب به سوی رقبایی جذب خواهد شد که زمان و انرژی بیشتری را برای پرزنت خود صرف کردهاند.
پس تلاش کنید که با حذف کردن تصاویر بیکیفیت، متنهای تکراری و ویدیوهای حوصله سربر، محتوایی تولید نمایید که بتواند هیجان مخاطب را قلقلک دهد و او را وادار و تشویق به کلیک و خرید نماید. فراموش نکنید که محتوای ضعیف، هم به برندتان آسیب میرساند و هم باعث میشود 70 درصد مصرفکنندگان، از خرید خود منصرف شوند.
نادیده گرفتن ابزارهای تحلیل

ابزارهای تحلیل، یکی دیگر از مهمترین عناصری هستند که میتوانید با وجود آن به بازدهی تبلیغات خود پی ببرید. اگر این ابزارها را نادیده بگیرید، هیچگاه نمیتوانید تشخیص دهید کدام گروه سنی، کدام نسخه محتوایی یا کلمات کلیدی موجب موفقیت یا شکست شما شدهاند. برای مثال، یک کلینیک زیبایی را در نظر بگیرید که یک ماه کامل، تمرکز خود را بر روی تبلیغات گوگل و اینستاگرام خود گذاشته و پیامهای فراوانی را دریافت کرده است.
اما نکته مهم این است که در پایان کمپین، صاحب کلینیک نمیداند کدام تبلیغ فقط هزینهبر بوده یا باعث جذب مشتری شده است، کدام محتوای تبلیغی بیشترین نرخ تبدیل را از آن خود کرده یا کدام گروه سنی بیشترین نوبت مشاوره را گرفته است. در این زمان، او باید دوباره این مسیر را طی کند، هزینه بپردازد تا بتواند فرصتی که از بین رفته است را زنده کند. پس عدم استفاده از ابزارهای تحلیلی، به معنای واقعی هدر دادن بودجه تبلیغاتی است.
تمرکز صرف بر فروش
برخی افراد تنها تمرکزشان در تبلیغات را بر روی فروش میگذارند. درست است که فروش جایگاه خاصی دارد؛ اما در کنار آن لازم است، مخاطب با برندتان آشنا شود و بتواند به شما اعتماد کند. فرض کنید هر روز در پلتفرم تبلیغاتی خود، عبارت تکراری “الان خرید کنید تا از تخفیف ویژه امروز ما بهرهمند شوید” را انتشار میدهید بدون آن که در مورد کیفیت محصولتان توضیحی داده یا خود را با رقبا مقایسه کنید و تمایز را به آنها نشان دهید.
در این زمان، مخاطبان متوجه میشوند که شما فقط میخواهید محصولتان را بفروشید. به همین دلیل نه اعتمادی صورت میگیرد، نه ارتباطی با مخاطب ایجاد میشود و نه محصولی به فروش میرسد؛ اما اگر شما محتوای آموزشی منتشر کنید و به سوالات مخاطبان خود پاسخ دهید، آنها به شما اعتماد میکنند و با اشتیاق به سراغ خرید محصولاتتان میآیند. پس، سعی کنید یک همراه و راهنمای خوب برای مخاطبانتان باشید.
حال که این 7 خطای مهلک را شناختید، وقت آن رسیده تا با انتخابی آگاهانه، از نتایج تبلیغات اینترنتی و حضور در کمپینها شگفتزده شوید.