دانلود زیرنویس فیلم Black Gravel 1961 زیرنویس فیلم شن سیاه یک فیلم درام آلمان غربی به کارگردانی هلموت کاوتنر با بازی اینگمار زایزبرگ و آنیتا هوفر است که در سال ۱۹۶۱ منتشر شد. فیلمنامه توسط کاوتنر و والتر اولبریچ نوشته شده است. فیلمبرداری این فیلم در لاوتزنهاوزن آلمان انجام شده است.
براي دانلود زيرنويس اينجا کليک کنيد
زیرنویس فیلم Black Gravel 1961 داستان در آلمان پس از جنگ و پس از شکست آلمان در جنگ جهانی دوم اتفاق می افتد. سال ها مردم با کمبود همه چیز، مسکن، آب، غذا، پوشاک دست و پنجه نرم می کردند. قرار است یک پایگاه نظامی برای چند هزار سرباز آمریکایی در روستای سونن ساخته شود. مردم محلی به آنها مشکوک نگاه می کنند، با این وجود پتانسیل اقتصادی را تشخیص می دهند. افراد زیادی راه هایی برای خدمت (و خدمات) به آمریکایی ها، تبدیل انبارها به بار، تبدیل شدن به فاحشه، ساختن پایگاه هوایی جدید پیدا می کنند. رابرت نیداردت که صاحب یک کامیون است شروع به فروش شن در بازار سیاه می کند. رابرت در طول حمله پلیس فرار می کند و باعث تصادف مرگبار می شود. او ادامه می دهد، بیشتر فرار می کند، بی رحم تر می شود و باعث مرگ یک زوج می شود.
زیرنویس Black Gravel 1961 کاوتنر کوشید آلمان پس از جنگ را آنطور که بود نشان دهد، سخاوتمندانه، با هوشیاری از شکست، که هنوز درگیر یهودستیزی بود، علیرغم تلاشهای نازیزدایی. با این حال، شورای مرکزی یهودیان در آلمان نسبت به این فیلم اعتراض کرد و شکایتی جنایی ارائه کرد و به تصویر کشیدن یهودی ستیزی به عنوان بیانگر آن اشاره کرد و به رفتار با شخصیتی (لوب) اشاره کرد که بازمانده اردوگاه کار اجباری نازی هاست. توسط “der alte Rössler” (“پیرمرد Rössler”) “یهودی کثیف” نامیده می شود. اگرچه کارگردان و تهیه کننده گفتند که شورا قصد آنها را اشتباه درک کرده است، و دبیر کل شورا گفت که او فیلم را «بیشتر ضد آلمانی تا ضدیهودی» میداند، اما تمام صحنههای حاوی ارجاعات یهودی از فیلم حذف شد.
دانلود زیرنویس فیلم شن سیاه 1961 در شماره ای از اشپیگل که در زمان اکران فیلم منتشر شد، مقاله ای به نام «برشی از زندگی» («Eine Scheibe Leben») با صحنه مورد بحث شروع می شود.
زیرنویس فیلم شن سیاه 1961 دوربین در مه دود آلود یک میخانه حرکت می کند، پشت میزها، سربازان آمریکایی و fräuleins در حال آویزان هستند. چند دقیقه نواختن از جوکباکس موسیقی راهپیمایی است و یک کشاورز، عصای پیادهرویاش را مانند سلاح روی شانهاش آویزان کرده است، در جای خود جلوی دستگاه ضبط میرود و از خاطرات خوش لذت میبرد. در نهایت، صاحب میخانه به او توصیه می کند: “باشه، وقت یک رکورد دیگر است… یانک ها قبلاً شاکی هستند.” کشاورز: “ینک ها می توانند من را ببوسند…” صاحب میخانه خم می شود و دوشاخه را از دیوار بیرون می کشد. موسیقی متوقف می شود. پیرمرد فحش می دهد: یهودی کثیف!