دانلود فیلم What the Peeper Saw 1972 فیلم چیزی که پیپر دید یک فیلم هیجان انگیز به کارگردانی جیمز کلی و آندریا بیانچی است که در آن مارک لستر، بریت اکلند، هاردی کروگر و لیلی پالمر در آن نقش آفرینی کرده اند.
لينک اصلاح شد دانلود با زيرنويس چسبيده کليک کن
دانلود What the Peeper Saw 1972 سارا، مادر مارکوس 12 ساله، هنگام حمام کردن به طرز مرموزی می میرد. شوهرش پل بعداً با الیز 22 ساله ازدواج کرد. سه ماه پس از ازدواج آنها، مارکوس از مدرسه شبانه روزی به خانه باز می گردد، دو هفته قبل از پایان ترم. الیز او را در راهروی خانه ملاقات می کند و از او می پرسد که چگونه به خانه برگشته است. مارکوس پاسخ داد که او هزار پزو از اتاق کار پدرش برداشت و الیز را به این فکر انداخت که او پول را دزدیده است. او بعداً سعی میکند خود را با مارکوس گرم کند و از او در مورد بازگشت زودهنگامش از مدرسه میپرسد، که او پاسخ میدهد که یک اپیدمی آبله مرغان در آنجا شروع شده است. الیز متوجه رفتار غیرعادی دیگری از مارکوس می شود که به او علاقه نیز می دهد. چند روز بعد، پل پدر مارکوس برمی گردد و او و الیز در یک شام درباره پول دزدیده شده از مطالعه پل صحبت می کنند. مارکوس اکنون ادعا می کند که سیصد پزو برداشته است زیرا هیچ پزوی روی خود نداشته است تا تاکسی را به خانه برساند. الیز به سرعت با این موضوع مخالفت می کند و به پل در مورد اولین برخورد آنها می گوید که در آن مارکوس ادعا کرد که هزار پزو گرفته است، اما نمی تواند هیچ مدرکی برای پل ارائه دهد. پل اجازه می دهد که موضوع از بین برود.
الیز که اکنون کاملاً به مارکوس مشکوک است، شروع به جستجوی اتاق او برای یافتن پول دزدیده شده می کند. او بقایای تکه تکه شده نامه ای را که مارکوس قبلاً از طریق نامه دریافت کرده بود، می یابد و ادعا می کرد که از باشگاه کتاب مدرسه اش آمده است. او حتی بیشتر مشکوک می شود و تصمیم می گیرد از مدرسه مارکوس بازدید کند. در آنجا، دکتر کسلر از جنایات تعقیب مارکوس به او می گوید. او حتی از یافتههای نقاشیهای خام در خوابگاه مارکوس در مدرسه میگوید که منجر به اخراج او شد. کسلر همچنین به الیز از وسواس مارکوس در مورد شکنجه و کشتن حیوانات می گوید. الیز شوکه شده بعداً این موضوع را به پل میگوید، او به آشفتگی ذهنی مارکوس پس از مرگ مادرش اعتراف میکند. او به الیز اطمینان می دهد که مارکوس به زمان و عشق بیشتری نیاز دارد.
با این حال، الیز هنوز در تلاش است تا مارکوس را به طور کامل در زندگی خود بپذیرد. او بعداً لباسهای سارا را که در اتاق زیر شیروانی پنهان شده بود، پیدا میکند. او در مورد کشف با مارکوس روبرو می شود، اما مارکوس گذاشتن لباس را انکار می کند. الیز بعداً از مارکوس می پرسد که مادرش چگونه بود، اما مارکوس الیز را به بی اعتمادی متهم می کند و می رود. یک شب پل الیز را به یک مهمانی خانگی می برد، جایی که او در میان مهمانان احساس ناراحتی می کند. سپس در حمام با دکتر ویورن برخورد می کند و او به الیز می گوید که سارا، مادر مارکوس، در آنجا مرده است. ویورن همچنین به او می گوید که در وان لیز خورده و غرق شده است زیرا ناگهان دچار حمله قلبی شده است. الیز شوکه شده سپس از پل پاسخ می خواهد که با اکراه به او می گوید که خانه قبل از مرگ سارا متعلق به آنها بوده است. پس از مرگ او، پل خانه را به Viorne فروخت و به خانه جدید آنها نقل مکان کرد. در طول فیلم، الیز به مارکوس مشکوک تر می شود. او مدام در مورد دروغ ها و انکارهای پل در مورد جنایاتی که مرتکب شده بود می گوید، اما پل توجهی نمی کند. قبل از عزیمت پل به پاریس، یک الیز مست مدام به مارکوس طعنه می زند تا به جرمش اعتراف کند، اما مارکوس در عوض او را مسخره می کند. او سپس سعی می کند با پل آشتی کند، اما او به او توجهی نمی کند و به فرودگاه می رود.
دانلود فیلم چیزی که پیپر دید 1972 پس از خروج پل، الیز در رختخواب دراز می کشد تا جایی که متوجه سوراخی در سقف اتاق خوابش می شود. او به سمت اتاق زیر شیروانی می دود، جایی که متوجه می شود سوراخی در زیر تخته های کف حفر شده است تا بتوان از او و پل جاسوسی کرد. الیز سپس با عجله به اتاق خواب مارکوس می رود و برای همه چیز پاسخ می خواهد. او سپس خواستار حقیقت در مورد مرگ سارا می شود، زیرا او مشکوک بود که مارکوس او را کشته است. مارکوس قبول می کند که پاسخ دهد، تنها در صورتی که الیز خودش را به او پیشنهاد دهد. الیز سپس با اکراه خود را برهنه می کند در حالی که از مرگ سارا می پرسد. سپس مارکوس قتل را نزد الیز برهنه ای که نمی تواند اعترافات او را باور کند، اعتراف می کند. سپس ادعاهای مارکوس را رد می کند و از اتاق بیرون می آید. مارکوس ادعا می کند که او کودک نبوده است، زیرا کودکان نمی توانند مادران خود را بکشند.
فیلم What the Peeper Saw 1972 یک الیز دیوانه سپس از فرودگاه در مورد سوراخ اتاق زیر شیروانی با پل تماس می گیرد. سپس او را به آنجا می برد، اما متوجه می شود که آن سوراخ، احتمالاً توسط مارکوس، پر شده است. الیز از پل التماس می کند که او را باور کند، که پل پاسخی نمی دهد، اما همچنین چیزی به الیز نمی گوید. چند روز بعد، پل سگ خانوادگی آنها را در حال شناور شدن در استخر می یابد. مارکوس بعداً لاشه را می گیرد و دفن می کند.
الیز سپس به مطب دکتر ویرن می رود و او را در مورد تمام کشفیات و اتهامات وارده به مارکوس مورد سوال قرار می دهد. با استفاده از روانشناسی معکوس در یک تحقیق طولانی، ویورن او را به ادعاهای خود شک می کند زیرا هیچ مدرکی نداشت. سپس ویورن میگوید که چرا الیز در مقابل مارکوس که خردسال بود برهنه شد. او همچنین الیز را به کشتن سگ خانواده متهم می کند. الیز این ادعاها را رد میکند و مدام میگوید که مارکوس در ازای اعتراف او مجبور به برهنه کردن او شده است، اما وایرن او را باور نمیکند.
الیز که اکنون متهم به تجاوز به یک خردسال است، از نظر روانی بی ثبات می شود و تصمیم می گیرد مارکوس را در خواب بکشد. وقتی می خواهد او را خفه کند، پل حرفش را قطع می کند و او را می برد. الیز سپس به یک آسایشگاه روانی برده می شود و در آنجا به او آرامبخش های بالا می دهند. او سپس شروع به دیدن کابوس های کشتن مارکوس، کشته شدن او توسط سگ خانوادگی که توسط مارکوس آزاد شده بود، و داشتن رابطه با مارکوس در حالی که پل تماشا می کند، می شود.
دانلود چیزی که پیپر دید 1972 الیز بعداً پس از بهبودی از پناهندگی آزاد می شود. پل او را از دروازه ها بلند می کند و همه رفتارهای نادرستش را می بخشد. او همچنین می گوید که خانه را فروخت چون می خواست با او و مارکوس شروعی تازه داشته باشد. سپس مارکوس سگ جدید خود، هانیبال را به الیز معرفی می کند.
فیلم چیزی که پیپر دید 1972 مارکوس و الیز سپس به تنهایی قدم می زنند در حالی که مارکوس به او پیشنهاد رابطه را می دهد و دلیل آن این است که پل در حال پیر شدن است و دیگر قادر به ارضای خواسته های الیز نیست. سپس الیز موافقت می کند و هر دو با اشتیاق می بوسند. در حالی که در پارک قدم می زنند، به جاده ای برخورد می کنند که الیز متوجه ماشینی می شود که با سرعت زیاد بالا می آید. سپس او توپ را در سراسر جاده پرتاب می کند که سگ هانیبال به دنبال آن می دود. مارکوس او را تعقیب می کند، اما ماشینی که ظاهراً او را می کشد، زیر گرفته می شود. الیز سپس از صحنه دور میشود و جمعیتی دور مارکوس مرده جمع میشوند.