دانلود زیرنویس فیلم Spring, Summer, Fall, Winter… and Spring 2003 زیرنویس فیلم بهار، تابستان، پاییز، زمستان… و بهار یک فیلم درام کره جنوبی به کارگردانی کیم کی دوک در سال ۲۰۰۳ است که درباره یک صومعه بودایی است که بر روی دریاچه ای بکر در یک دریاچه شناور است. داستان درباره زندگی یک راهب بودایی است که در فصول زندگی خود از کودکی تا پیری می گذرد.
براي دانلود فيلم اينجا کليک کنيد
براي دانلود زيرنويس اينجا کليک کنيد
زیرنویس فیلم Spring, Summer, Fall, Winter… and Spring 2003 این فیلم به پنج بخش (فصول عنوان) تقسیم می شود که هر بخش مرحله ای از زندگی یک راهب بودایی تازه کار و معلم بزرگترش را به تصویر می کشد. این بخش ها تقریباً ده تا بیست سال از هم فاصله دارند و عمل هر کدام در طول فصل عنوان آن اتفاق می افتد. داستان به سادگی پیش میرود، اما پیامدهای اعمال شخصیتها در سکوت با حضور نمادهای بودایی و شمایلنگاری توضیح داده میشود.
ما با زندگی شاگرد بودایی بسیار جوانی آشنا می شویم که با استادش در یک صومعه کوچک شناور زندگی می کند و روی دریاچه ای در کوه های جنگلی آرام کره حرکت می کند. شاگرد و استادش زندگی پر از دعا و مراقبه دارند و از یک قایق پارویی قدیمی استفاده می کنند تا به ساحل دریاچه برسند، جایی که مرتباً در آنجا پیاده روی می کنند، برای ورزش و جمع آوری گیاهان دارویی.
دانلود زیرنویس فیلم بهار، تابستان، پاییز، زمستان… و بهار 2003 روزی در نهری در میان تپه های سنگی، شاگرد ماهی را با بستن یک سنگ کوچک با نخ به آن عذاب می دهد و در حالی که برای شنا کردن تلاش می کند می خندد. اندکی بعد، او همین کار را با قورباغه و مار انجام می دهد. استادش در هر سه مورد بی سر و صدا مشاهده می کند، و آن شب یک صخره بزرگ و صاف را به شاگرد در حین خواب می بندد. صبح، او به شاگردش میگوید که تا زمانی که موجوداتی را که عذاب میداد باز نکند، نمیتواند صخره را بردارد و اضافه میکند که اگر یکی از آنها بمیرد، “سنگ را برای همیشه در قلب خود خواهد برد.” پسرک با باری که بر روی پشتش است در جنگل مبارزه میکند و ماهی را میبیند که مرده در ته نهر افتاده، قورباغه هنوز زنده است و در جایی که آن را رها کرده در حال تقلا است، و مار در برکهای از خون، احتمالاً مورد حمله قرار گرفته و کشته شده است. توسط حیوان دیگری که قادر به فرار نیست. استاد نگاه می کند که پسر با دیدن آنچه که با مار کرده است، به شدت شروع به گریه می کند.
زیرنویس Spring, Summer, Fall, Winter… and Spring 2003 شاگرد (اکنون در سال های نوجوانی خود) با مادر و دختری (لباس های مدرن که نشان می دهد فیلم در دوران مدرن می گذرد) روبرو می شود که در مسیر جنگل قدم می زنند و به دنبال صومعه می گردند. شاگرد در سکوت به آنها سلام می کند و آنها را در کنار دریاچه تا صومعه ردیف می کند، جایی که اکنون یک خروس رنگارنگ بخشی از خانواده است. در هنر بودایی، این پرنده نشان دهنده میل و ولع است. دختر بیماری نامشخصی دارد (علائم تب را نشان می دهد) و توسط مادرش نزد استاد بودایی آورده شده است، به امید اینکه او شفا یابد. استاد موافقت می کند که دختر نوجوان را برای مدتی بپذیرد و مادر می رود. در طی چند روز آینده، شاگرد از نظر جذب دختر می شود، اما خجالتی تر از آن است که چیزی بگوید. با این حال، هنگامی که او را در خواب در مقابل مجسمه بودا می بیند، به سینه او دست می زند. از خواب بیدار می شود و به او سیلی می زند. در وحشت گناه، شاگرد شروع به دعای بی وقفه می کند، چیزی که استادش به آن عجیب اشاره می کند. به نظر می رسد که دختر با دست زدن به شانه شاگرد او را می بخشد.
زیرنویس فیلم بهار، تابستان، پاییز، زمستان… و بهار 2003 در نهایت، آن دو به جنگل می روند و رابطه برقرار می کنند. آنها این عمل را در چند شب بعد تکرار می کنند و رابطه خود را از استاد پنهان می کنند تا زمانی که او آنها را در خواب و برهنه پیدا می کند که در قایق پارویی در اطراف دریاچه می چرخند. او آنها را با بیرون کشیدن دوشاخه از سوراخ تخلیه در قایق بیدار می کند. او به جای ابراز خشم یا ناامیدی، فقط به شاگرد خود هشدار می دهد که “شهوت منجر به تملک می شود و تملک منجر به قتل می شود” و به او می گوید که از آنجایی که دختر از بیماری خود بهبود یافته است، باید ترک کند. بعد از اینکه استاد صبح روز بعد دختر را پارو می زند، شاگرد مضطرب است و همان شب در تعقیب او فرار می کند و مجسمه بودای صومعه و خروس را با خود می برد. پیامدهای دو دزدی او این است که در حالی که او با ولع خود به عنوان نماد پرنده سنگینی می کند، “بار” تعالیم استادش را که نماد مجسمه بودا است نیز با خود دارد.
زیرنویس بهار، تابستان، پاییز، زمستان… و بهار 2003 مورد تحسین منتقدان سینما قرار گرفت و امتیاز 95% “تازه” را در جمعآوری نقد Rotten Tomatoes و امتیاز 85 از 100 را در متاکریتیک کسب کرد. پیتر راینر از نیویورک “زیبایی آرام” فیلم را ستود و استدلال کرد: “کیم طبیعت – گذرگاه زندگی – را بدون خم شدن به احساسات ستایش می کند. او دندان و چنگال را می بیند و ماورایی را می بیند. خواه این یک ویژگی بودایی باشد، نمی توانم بگویم، اما تاثیری که این فیلم بر جای می گذارد عمیق است: اینجا هنرمندی است که همه چیز را کامل می بیند. جیمز براردینلی نوشت که سرعت فیلم “عمدی است، اما غنای بسیار زیادی در ملیله احساسی فیلم وجود دارد که نمیتوان آن را کسلکننده یا کشیده تلقی کرد. […] این فیلم سوالاتی را در مورد نحوه زندگی و نحوه زندگیمان ایجاد میکند. اقداماتی مانند امواج در آب های زمان، می تواند سال ها بعد عواقب غیرمنتظره ای داشته باشد.” براردینلی همچنین اظهار داشت که “نماهای کاملاً ترکیب شده یک داستان پر طنین عاطفی را [تقویت] می بخشد.”