دانلود فیلم La Notte 1961 یک فیلم درام به کارگردانی میکل آنجلو آنتونیونی و با بازی مارچلو ماسترویانی، ژان مورو و مونیکا ویتی (به همراه اومبرتو اکو در نقش کوتاه) است.
دانلود فيلم با زيرنويس چسبيده اينجا کليک کنيد
دانلود زيرنويس اينجا کليک کنيد
زیرنویس فیلم La Notte 1961 جووانی پونتانو (مارچلو ماسترویانی)، نویسنده برجسته و همسر زیبایش لیدیا (ژان مورو) با دوست در حال مرگشان توماسو گارانی (برنهارد ویکی) در بیمارستانی در میلان ملاقات می کنند. کتاب جدید جیووانی به نام La stagione (فصل) به تازگی منتشر شده است و توماسو از کار دوستش تمجید می کند. آنها شامپاین می نوشند اما توماسو نمی تواند درد شدید خود را پنهان کند. لیدیا که از دیدن دوست در حال مرگش تکان می خورد، می رود و می گوید فردا به دیدنش می آید. جیووانی پشت سر می ماند و در حالی که او از اتاق دوستش خارج می شود، یک زن جوان بیمار و بی بند و بار سعی می کند او را اغوا کند و او به اتاق او می رود و متقابل می کند. آنها توسط پرستاران قطع می شوند. بیرون از بیمارستان، جیووانی همسرش را در حال گریه می بیند اما او را دلداری نمی دهد. همانطور که آنها در حال حرکت هستند، او از برخورد “ناخوشایند” خود با زن بیمار به او می گوید و از اینکه لیدیا فریب نمی خورد و این حادثه را مسئولیت خود می داند متعجب می شود.
آنها به مهمانی میروند که کتاب جدید جیوانی را جشن میگیرد، کتابی که با استقبال خوبی روبرو شده است. جیووانی کتاب ها را امضا می کند، در حالی که همسرش از دور به آن نگاه می کند. بعد از مدتی لیدیا می رود. او در خیابانهای میلان پرسه میزند و به محلهای میرسد که او و جیووانی بهعنوان تازه ازدواج کردهاند. او با یک درگیری خیابانی وحشیانه روبرو می شود که سعی می کند جلوی آن را بگیرد و بعداً موشک هایی را که در یک میدان پرتاب می شوند را تماشا می کند. در بازگشت به آپارتمان، جیووانی بالاخره از لیدیا میشنود و او را از محله قدیمی میگیرد، که به نظر میرسد ارزش عاطفی کمی برای او دارد. او حمام می کند، اما او هیچ حرکتی روی او نمی کند. بعداً تصمیم میگیرند به یک کلوپ شبانه بروند، جایی که اجرای مسحورکننده و فریبنده یک رقصنده زن را تماشا میکنند و به گفتگو میپردازند. جیووانی به همسرش می گوید: “من دیگر الهاماتی ندارم، فقط خاطرات دارم.” لیدیا به آنها پیشنهاد می کند که باشگاه را ترک کنند و در یک مهمانی شیک که توسط یک تاجر میلیونر برگزار می شود شرکت کنند. او می گوید: «آدم باید کاری کرد.
در مهمانی، جیووانی با مهمانان معاشرت میکند و به نظر میرسد که در عنصر خود است، در حالی که لیدیا با حالتی خسته و بی حوصله راه میرود. آنها مدتی را با میزبان، آقای گراردینی (وینچنزو کوربلا) می گذرانند. جیووانی سرگردان می شود و با والنتینا گراردینی (مونیکا ویتی)، دختر سرزنده و جذاب میزبان ملاقات می کند. در حالی که آنها لاس می زنند، او بازی ای را که خودش اختراع کرده بود به او یاد می دهد، با لغزیدن یک کامپکت روی زمین سعی می کند روی برخی از مربع های بزرگ شطرنجی زمین فرود بیاید، و به زودی دیگران برای تماشای رقابت آنها جمع می شوند. بعداً آنها یکدیگر را به تنهایی می بینند و جیووانی به او پاس می دهد و او را می بوسد در حالی که لیدیا از کف بالا به او نگاه می کند.
زیرنویس La Notte 1961 بعداً آقای گراردینی به طور خصوصی با جیووانی ملاقات می کند و به او پیشنهاد می دهد که یک موقعیت اجرایی در شرکتش داشته باشد تا تاریخچه شرکت را بنویسد. جیووانی تمایلی به پذیرش ندارد و پیشنهاد را باز می گذارد. با ثروت خانواده لیدیا و درآمد او از انتشارات، او به پول نیاز ندارد. لیدیا با بیمارستان تماس می گیرد و متوجه می شود که توماسو ده دقیقه زودتر مرده است. غرق در غم و اندوه، او از پنجره تماشا می کند که مهمانان در حال لذت بردن هستند. بعداً روی میزی روبروی یک صندلی خالی می نشیند. جیووانی می رود و نمی نشیند و لیدیا در مورد مرگ توماسو به او چیزی نمی گوید. جیووانی والنتینا را می بیند و او را دنبال می کند و لیدیا را تنها می گذارد. لیدیا به سمت گروه می رود و به نظر می رسد از موسیقی لذت می برد. مردی به نام روبرتو (جورجیو نگرو) که او را تعقیب کرده بود، نزدیک می شود، از او می خواهد برقصد و او می پذیرد. یک دوش ناگهانی میهمانان را به دنبال پوشش می دود و برخی مانند کودکان در استخر می پرند. در حالی که لیدیا می خواهد از تخته غواصی به داخل بپرد، روبرتو او را متوقف می کند، او را به ماشین خود می برد و آنها حرکت می کنند. او از همراهی روبرتو و گفتگوی آنها لذت می برد، اما در حالی که او می خواهد او را ببوسد، لیدیا از او دور می شود و می گوید “متاسفم، نمی توانم”.
در مهمانی، جیووانی در میان جمعیت جستجو می کند و والنتینا را تنها در حال تماشای باران می یابد. او به او می گوید که آنقدر باهوش است که ازدواج را به هم نزند و به او دستور می دهد که بقیه شب را با همسرش بگذراند. جیووانی فاش میکند که در حال گذر از یک «بحران» رایج در میان نویسندگان است، اما در مورد او این بحران بر تمام زندگیاش تأثیر میگذارد. آنها به مهمانان باز می گردند، درست همانطور که لیدیا و روبرتو از رانندگی خود بازگشتند. به نظر می رسد که جیووانی از رفتار لیدیا کمی آزرده خاطر شده است. والنتینا از لیدیا دعوت می کند تا در اتاقش خشک شود، جایی که لیدیا مستقیماً در مورد شوهرش با او روبرو می شود. در حالی که زنان چت می کنند، جیووانی می شنود که همسرش به والنتینا می گوید که او می خواهد بمیرد و به عذاب زندگی خود پایان دهد. او که متوجه جیووانی می شود، به او می گوید که از بازی او با والنتینا کمی حسادت نمی کند. آنها با والنتینا خداحافظی می کنند و در اولین نور صبح جشن را ترک می کنند، در حالی که گروه جاز برای زوج های معدودی که هنوز گوش می دهند، می نوازند.
در حالی که جیووانی و لیدیا از زمین گلف خصوصی گراردینی دور می شوند، در مورد پیشنهاد کاری صحبت می کنند که جیووانی می گوید او آن را رد خواهد کرد. لیدیا در نهایت مرگ توماسو را به او می گوید و می گوید که چگونه توماسو از او حمایت می کرد، به او ایمان داشت و او را تشویق می کرد که درس بخواند و معتقد بود که او باهوش است و محبت هایش را به او تقدیم می کند، اما در نهایت جیوانی را انتخاب کرد زیرا او را دوست داشت. او به او می گوید: “من می خواهم بمیرم زیرا دیگر دوستت ندارم”. جیووانی شکست ازدواج آنها را تشخیص می دهد اما به او می گوید: “بیا سعی کنیم چیزی را که از آن مطمئن هستیم نگه داریم. من تو را دوست دارم. مطمئن هستم که هنوز هم عاشق تو هستم.” لیدیا یک نامه عاشقانه که جیووانی درست قبل از ازدواجشان به او نوشته بود بیرون می آورد و آن را با صدای بلند می خواند. جیووانی می پرسد چه کسی آن را نوشته و او پاسخ می دهد: “تو نوشتی”. جیووانی او را در آغوش می گیرد و می بوسد اما او مقاومت می کند و می گوید که دیگر او را دوست ندارد و او نیز او را دوست ندارد. جیووانی به شروع رابطه در پناهگاهی در زمین گلف، زیر آسمان خاکستری صبحگاهی ادامه می دهد.
بوسلی کروتر در نقد خود در نیویورک تایمز نوشت: «همانطور که در لاوونتورا، این موقعیت به اندازه ای نیست که احساسات، تردیدها و حالات شخصی جوهره فیلم را تشکیل می دهند». کروتر توانایی آنتونیونی را برای توسعه درام خود “با مهارتی هیجان انگیز، ظریف و فوق العاده شهودی” ستایش می کند.